ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 | 31 |
وقتی توقف بیشتر از 10 ثانیه شد و متوجه عبور خودروهای کناری شدم، تقریبا با اخم و دلخوری سرم را بلند کردم که ببینم دلیل این توقف بی هنگام چیست. پیرمردی خمیده را دیدم که به زحمت واکرش را نگه داشته بود و مرد میانسالی که کنارش راه می رفت. پیرمرد برای گام برداشتن مشکل داشت و هر قدم را سه برابر معمول کش می داد. همان لحظه با خودم فکر کردم این تاخیر بی دلیل نیست، لبخند زدم و اخم ها و دلخوری دود شدند و به هوا رفتند. شاید کمتر از سه دقیقه منتظر عبور آنها بودیم.
راننده میانسال همینطور که حرکت می کرد، توی آیینه نگاه کرد و گفت:" باید برای آدم های اینجوری صبر کرد. بنده خدا دست خودش که نیست "
لبخند زدم.
دوباره گفت: " چند وقت پیش برای یک خانم و آقا منتظر شدم که از خیابان رد شوند. مرد که داشت رد می شد گفت مگه تو این زمانه هم کسی از این کارها می کنه؟ گفتم چرا که نه. هر دو تا خندیدیم"
باز هم لبخند زدم و گفتم خیر ببینید.
دارم فکر می کنم چند نفر از ما در هیاهوی جهان، گم شده ایم؟ چند نفر از ما هنگام عبور و مرور دیگران را می بینیم، حس می کنیم؟ چند نفر از ما لبخندی بر لبی می نشانیم؟ دیروز همراه دوستانم به کافه رستورانی رفتم. یکی از وسایل پذیرایی نمکدان و فلفلدان به هم چسبیده ای بود به رنگ آبی آسمانی. روی هر دو نوشته بود:
Enjoy little things
چند نفر از ما بلدیم؟
دو تا کامنت اینجا دارم و این سومین است!


مرسی که مرا می کشانی به هر جا که دلت می خواد!!
مرسی می خوانی و می گویی

خوبه بعد از این تاریخ دوباره شروع به نوشتن کردید
بله
نمی دونم چرا جایی که به راننده فرمودید "خیر ببینی" من
خیر ببینی ننه
شنیدم :)))
خب پیر شدم دیگه
زویا جان مهربان ممنونم که به من سر زدی.
بیشتر وقتها سر می زنم بهت ولی چون پست جدیدی نیست حرفی نمی زنم. ببخشید دیگه. ولی بیادت هستم.
اوقات خوش
عزیزم
خیلی کارسختیه .
اعصابم می خواد .
توی روز اینقدر اتفاقات ریز و درشت میفته که ذهن آدم تنها جایی که نمیره همینجاهاست و همین حرفاست :|
کمی به خودمون نگاه کنیم. دوست داریم گاهی آدمها باهامون مهربانتر باشند؟
مهربان باش همواره
چه شعار عالی
شعار که نیست. یادآوری است
زویای مهربان، عرض سلام و ارادت و احترام.
پیشاپیش عید رو هم بهتون تبریک میگم. اگر به تعطیلات تشریف می برین، امیدوارم بهتون خوش بگذره.
درود مریم عزیز
عید شما هم مبارک و امیدوارم تعطیلات به شما و خانواده خوش گذشته باشه
درود زویای عزیز، بانوی مهربان.
ممنونم از حضور پر مهرت.
آرزوی سلامتی و شادمانی دارم برات.
درود مریم جان سپاس برای همه لطف و مهربانی ات
درود
میشه از رژ لب و لباس رنگ روشن یک خانم مسن، لباس شیک و ست شده یک پیرمرد، از لبخند زیبای یک نوزاد، میشه از نوازش کردن و خوراک دادن به یک حیوان خیابانی یا پرواز یک پروانه خوش بود، میشه با دیدن یک ذوست که مدتهاست ندیدی هم معنای زندگی را فهمید.
با همه اشون موافقم . با آخری موافق تر
حالم بد شد!
چرا اینقدر فراموش کار شدم من/آخه!
تقریبن در اغلب پستهای شما من کامنت دارم! یعنی اینکه خوانده ام ....
ولی انگار که مدتهاست نبوده باشم!!!!
گاهی پیش میاد. موضوع های مهم ذهن ما رو پر می کنند و این خرده ریزها فراموش میشن
درود بر شما
بله واقعن باید از همه چیز لذت برد.حتا یه نمکدان زیبا
و یا قاصدکی در حال رقص در باد.
شادی هایتان همیشگی .آمین
یا یک گل کوچک آبی رنگ بین دسته ای علف .
آمین
سپاس . شادی برای همه لحظه هایتان
سلااااام
لذت بردن از زندگی یه کمی تمرین می خواد، داشتن نگاه مثبت به جهان هستی و دیگر هیچ.
خیلی ها نگاه مثبت رو نداریم.
سلام
میشه تمرین کرد
خوب دیدن هم نیاز به تمرین داره
درود بر زویا خانم مهربان.
شاید همین توقفهای اجباری لحظاتی ما رو به خودمون متوجه کنه و زاویه ی دیدمون رو کمی وسیع تر کنیم. نیم نگاهی هم به پیرامون خودمون داشته باشیم و به موجودات نازنینی که آرام از کنار ما گذر می کنند. بارها شاهد این لحظات زیبا بودم. الهی همیشه دلتون مهربون بمونه.
موفق باشید.
درود مریم جان

آره واقعا شاید همین توقفها ما را به خودمون و محیط اطرافمون آگاه کنه.
سپاس از دعای قشنگت