نوشتن، تنها پزشک حقیقی قلب

پنج‌شنبه 21 دی 1396 ساعت 10:08

دلم برای نوشتن تنگ شده است. 


واقعا تمام حس و حالی که از ننوشتن دارم را این جمله بیان نمی کند. فقط بیان حس دلتنگی است از چیزی که بوده و دیگر نیست. انسجام کلامم گسیخته است. آنقدر در هیاهوی روزها در جستجوی یافتن راه ها هستم که فراموش می کنم نوشتن چقدر حالم را خوب می کند. 

نه اینکه با نوشتن غریبه شده باشم، اما نوشته هایم برداشتهایی است که از درسهای پیش رویم می گیرم. نه آنچه از درونم میتراود و شادابم می سازد. بعد فکر می کنم چگونه روزهایی نه چندان دور با هر اشارتی، حرفی روی این صفحه می نشست؟ چگونه شوق نوشتن هر ساعت از روز مرا به اینجا می کشاند؟ چگونه درونم پر از حرف بود؟ 

راستی چرا هیچ حرفی نیست؟ نه گله ای ! نه افسوسی! نه شکایتی! تنها دویدن مانده است و گره زدن سرنخ ها برای بافتن قالی آینده... .


یک حلقه گمشده است ...  بی نقطه ، بی پایان

نظرات (6)
دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت 16:45
سلام
وبلاگ هم مثل نوشتن نامه شده و کم کم فراموش میشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام سوت و کور شده. اما حتما عاشقها راهی برای نوشتن پیدا می کنند
یکشنبه 6 اسفند 1396 ساعت 19:55
ولنتاین باس مردونه باشه

http://veryveryinteresting.com/?p=102

ready up و منتظر حضور سبزتان.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت 16:29
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شنبه 14 بهمن 1396 ساعت 22:58
دالی موشه

http://veryveryinteresting.com/?p=80

ready up و منتظر حضور سبزتان.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جمعه 22 دی 1396 ساعت 18:20
انگار همه گم گشته این دنیا هستیم . زمانی چقدر حرف داشتیم برای گفتن و نوشتن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
راستی چه به روزمان آمده ؟
پنج‌شنبه 21 دی 1396 ساعت 11:42
امیدوارم بزودی پیدایش کنید .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاس . عاقبت جوینده یابنده است
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد