چین و شکن پوست!

سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 15:23

پوست صورتم را در آیینه نگاه می کنم. جوانتر که بودم هر هفته ماسک ماست می گذاشتم. بار اول همه ترسیدند. اما بعدها به شوخی برگزار می شد. آن روزها پوستم چنان با طراوت بود که اصلا نیازی به آن ماسکها نداشت. اما ... سالهاست قبل از خواب به آیینه نگاه می کنم و با خودم میگویم " فردا ماسک میزارم" و هنوز آن فردا نیامده. هر روز در جامعه حوصله و اعصابم سوهان کشیده می شود و من تلافی اش را سر خودم خالی می کنم. با بی توجهی به پوستم! ... انگار یادم می رود تمام اینها گذراست و آنچه تا پایان مرا همراهی می کند همین پوست نازک و شکننده است. 


هنوز کاسبرگ گوجه فرنگی توی باغچه دیده می شود اما دیگر طراوت روز اول را ندارد.  هر روز طراوت بخشی از زندگی ، به همین سادگی دستخوش مرور زمان می شود. ناگهان چشم باز می کنیم و می بینیم تمام چیزهایی که روزی لبخندی بر لبانمان نشانده، حالا یا بر آنها حس تملک داریم! یا دلگیریم که چرا کیفیت روزهای نخست را ندارد... جانان من ،  به پوست ها توجه کنیم.

نظرات (6)
جمعه 28 اسفند 1394 ساعت 15:56
زمان زورش زیاده و روی حرفش اصرار داره
زمان نیست که میرود این ماییم که در حال گذر هستیم از بچگی به نوجوانی و از نوجوانی به جوانی، و الا آخر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوبیش اینه در گذریم
یکشنبه 25 بهمن 1394 ساعت 17:32
بابا پیر شدیم رفت وپوستمان چروک شد .به خاطرهای چیزی قلمی کنید.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پنج‌شنبه 22 بهمن 1394 ساعت 12:21
بلانک بلانک بلانک .جریمه برای ننوشتن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سه‌شنبه 20 بهمن 1394 ساعت 19:05
بپریم؟ حاضری؟ یک، دو، سه...
http://www.pocket-encyclopedia.com/?p=1549
ready up و منتظر حضور سبزتان
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 21:43
آلوئه ورا بدم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 19:18
این خیلی دخترونه بود.
نظری نمی تونم بدم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پیامش دخترونه پسرونه نداره
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد