بوها ...

شنبه 21 آذر 1394 ساعت 20:15

بار اول : 

به محض سوار شدن به تاکسی، بوی ناراحت کننده ای مشامم را پر می کند. با خودم فکر می کنم چطور می خواهم این مسافت را با این بو سپری کنم. اما می شود! بعد از چند دقیقه دیگر متوجه بو نیستم. هر چند که به محض پیاده شدن ریه هایم را از هوای آلوده ی پاییزی میدان هفت تیر پر می کنم و فکر می کنم چه هوای دلپذیری!

باردوم:

به محض ورود به بخش بستری در بیمارستانی قدیمی، از استشمام بوی خاصی که در فضا پخش شده، حالت تهوع می گیرم. اما چاره ای نیست باید به ملاقات بیمار بروم. با این وجود دو ساعت آنجا دوام آورده ام. به محض وارد شدن به محوطه حیاط، ریه هایم را ازهوای بی بو پر می کنم.


گاهی مجبوریم بوی متعفن وضعیتی را تحمل کنیم. گاهی درگیر مسائل پیچیده یا وضعیت ناخوشایند می شویم. اوایل  تمام افکارمان حول وحوش حل مساله می گردد. اما به مرور زمان به شرایط سخت عادت می کنیم. به حضور آدمهای منفی باف، به بوی متعفن خیانت، به دست و پا زدن در مشکلات پی درپی. اینجاست که باید فاتحه ی نفس های زندگی بخش را بخوانیم. 

بیا عادت نکنیم به بدی ها. بیا هر بار که سوار تاکسی بدبو شدیم از راننده بخواهیم بایستد و پیاده شویم، حتی اگر به قیمت دیرتر رسیدن تمام شود!  بیا به مسئولین بیمارستان شکایت کنیم از وضعیت ناخوشایند هوایی که بیمارمان تنفس می کند. بیا آدم خیانت کار و دروغ گو را از زندگی امان حذف کنیم و حداکثر فاصله را با آدم های منفی باف رعایت کنیم. بیا زنده باشیم و زندگی کنیم.

نظرات (9)
دوشنبه 14 دی 1394 ساعت 20:54
اگر این کار را بکنیم خیلی ها را باید حذف کنیم به خیلی ها باید عطر بدیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خب هدیه دادن عطر هم خوبه ... حداقل اکثریت خوشبو میشن.
کاش بوی بد از افکار آدم نباشه
جمعه 4 دی 1394 ساعت 11:59
چه بوهای با دوامی !
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 1 دی 1394 ساعت 18:01
سر زدم تشکر کنم.

منتظر آپلود جدید شما هم هستم.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 30 آذر 1394 ساعت 17:00
آموزش نقاشی: چگونه شجاعت را ترسیم کنیم.
http://www.pocket-encyclopedia.com/?p=1521
ready up و منتظر حضور سبزتان
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باید جالب باشه
پنج‌شنبه 26 آذر 1394 ساعت 11:57
به این ترتیب یعنی گلرو را میبینی؟ چه جوری؟ نمایشگاه الکامید؟ کدام غرفه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نمایشگاه نرفتیم
چهارشنبه 25 آذر 1394 ساعت 20:25
امتحانش می کنم!... شاید هم بد نباشه که بهشون بگیم میشه از یه عطر استفاده کرد. یا شایدم حتی بهشون یه عطر کوچولو بدیم!... نمی دونم ... شاید هیچ وقت عطری هدیه نگرفته باشن!!...
اما موافقم از منفی باف ها و خائن ها و دروغگوها و و و و باید دوری کرد...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
راه کارهای جالبی بود. آره میشه این کار را کرد
البته معمولا ماشین هایی که خیلی بو میدن صندلیهاشون سالهاست شسته نشده
چهارشنبه 25 آذر 1394 ساعت 20:14
مدل داستانت رو توی کلاس یکی از بچه ها خونده بود. استاد گفت تو آدم جزیی نگری هستی و به جزئیات زیاد اهمیت می دی!
مرسی که کنارم هستی زویا جان. حس می کنم بودنت رو با محبت و مهربانی که خاص خودته.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جدی؟ جزیی نگر! جالبه . آره من جزییات رو به سرعت میبینم
عزیز دلمی
یکشنبه 22 آذر 1394 ساعت 08:24
یاد زمانی افتادم که به خاطر موضوعی مجبور شدم در برانکارد توی یک بیمارستان هی بالا و پایین بروم. زمانی هم که به خاطر ندانم کاری بیمارستان می خواستم از آنجا فرار کنم، گفتند: آقا اول بیا این فرم رو امضا کن که با رضایت خودت داری می ری و ما وظیفه مون رو به نحو احسن انجام دادیم!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بلا به دور باشه ...
یکشنبه 22 آذر 1394 ساعت 00:16
اوکی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد